حجتالاسلام جعفر شجونی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز با اشاره به ادعای آیتالله هاشمی رفسنجانی مبنی بر اینکه جامعه و مردم خواهان حضور بیشتر وی در عرصه سیاسی هستند، گفت: بنده نزدیک به شصت و پنج سال است که آقای هاشمی را میشناسم؛ از دوران پانزده سالگی هم مباحثهای بودیم و البته دوستی نزدیکی با یکدیگر داشتیم لذا امروز حسرت میخورم که چرا آن دوست من امروز حرفهایی میزند که هیچ عاقلی نمیتواند آنرا بپذیرد.
وی با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی در فتنه 88 مردود شد، افزود: حضور هاشمی در عرصههای سیاسی جز گناه برای او و خرسندی برای دشمنان انقلاب اسلامی چیز دیگری ندارد. مردم از ایشان توقعی جز خانهنشینی و تمکین به نظر حضرت آقا ندارند.
شجونی گفت: دنیا و آخرت هاشمی با حضور در عرصههای سیاسی تامین نمیشود چون ورود به عرصههای سیاسی فهم و بصیرت سیاسی لازم دارد. آقای هاشمی با حضور خود در عرصه، خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن میریزد.
عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز گفت: مردم هیچ توقعی از هاشمی برای ورود به عرصههای سیاسی ندارند مگر اینکه موسوی خوئینیها، مجید انصاری و عبدالله نوری داشته باشد که اینها نه مردم هستند و نه با مردم.
شجونی خطاب به هاشمی رفسنجانی گفت: بنده به شما که دوست نوجوانی بنده هستید، توصیه میکنم به جای اینکه خودت را تحویل بگیری، پسرت را تحویل دادگاه بده تا مردم راضی شوند، چراکه من هر جای ایران که میروم، توقع مردم این است که آقای هاشمی پسر و دخترش را تحویل قانون دهد، والا کسی توقع ندارد هاشمی به نمازجمعه یا نماز شنبه برگردد.
وی با بیان اینکه هاشمی رفسنجانی نظام و انقلاب را فدای بچهها و خانواده خودش کرده است، خطاب به وی گفت: آقای هاشمی! به دخترت بگو بعد از المپیک برگردد و به سزای عملش برسد؛ اصلاحطلبان شما را تحریک میکنند تا در آستانه انتخابات بازهم ابزار آنها شوید لذا بهتر است در خانه بنشینی و برای عاقبت بخیری خودت دعا کنی.
جناب شجونی که دم از این میزنه که آقای هاشمی باید بشینه خونه و به حرف آقا گوش کنه خودش اگه گوشهاش رو وا میکرد و چشمهاشم و ا میکرد اصلان نیازی به بصیرت که ایشون ادعای داشتنش رو میکنه هم نبود چرا که رهبر فرزانه انقلاب هنوز به آقای هاشمی اعتماد دارند و ایشون رو به عنوان رئیس مجلس تشخیص مصلحت نظام تعیین کرده اند
در جنگ دوم جهانی پسر استالین که در خط مقدم بود با یک برنامه دقیق آلمانها اسیر اونها شد و آلمانها که در جبهه روسیه به تنگنا افتاده بودند برای آزادی او از پدرش مطالبات زیاد و منجمله عقب نشینی دو لشکر روسی را خواستار شدند استالین نپذیرفت و آلمانها به امید این که بعد از چند روز حب فرزند بر پدر غلبه می کند آنقدر پسر را نگاه داشتند تا مثل بسیاری از سربازان آلمانی از شدت سرما و گرسنگی و بیماری مرد . حالا این مردم صبور و مقاوم از تو نخواستند پسرانت را به جبهه بفرستی ولی وقتی آنها با دشمنان دین و کشور و ملت همکاری کردند از تو می خواهند برای حفظ آبرو هم که شده آنها را برگردان